پارک و توپ بازی
اینروزا هوا یه کم بهاری شده البته یه کم و شبا باز بخاری روشن میکنیم ولی خوب روزاش تا آفتاب هست گرما هم داره.امروز بابایی زنگ زد گفت که دیر مییاد تو عسل مامانی هم پسر خوبی بودیو به موقع غذا خوردی و خوابیدی تصمیم گرفتم ببرمت پارک و یه کم به قول خودت آک بازی کنیم(توپ بازی)خلاصه کنم برات که آماده شدیم و نشستی تو کالسکه ات و رفتیم پارک وای که چقدر بازی کردی دوست داشتی من توپ و بزنم زمین تا تو پسر مامانی کلی حال کنی بچه های دیگه که بزرگتر از تو بودن و توپ نداشتن اومدن با توپت بازی کنن و تو از من کمک میخواستی تا دستت و بگیرم و بریم ما هم توپ بازی کنیم اما آخر سر که دیدی به تو توپ نمیدن توپتو بغل کردیو راهتو گرفتیو رفتی آخر سرم بابا اومد دنبالمون ...
نویسنده :
مامان اروین
0:59






